ایران پروداک|مرکز تخصصی تحلیل آماری پایان نامه،کاهش تضمینی همانندجویی
ایران پروداک|مرکز تخصصی تحلیل آماری پایان نامه ،کاهش تضمینی درصد همانندجویی
بررسی  تاثیر فرهنگ کارآفرینی سازمانی با مسئولیت اجتماعی

بررسی تاثیر فرهنگ کارآفرینی سازمانی با مسئولیت اجتماعی

دانلود تحقیقات متنی
قیمت: ۳۲,۰۰۰ تومان
۴۰,۰۰۰
259

بررسی فرهنگ کارآفرینی سازمانی با مسئولیت اجتماعی در شرکت سیمان سپاهان

در قالب  فایل  ورد  150 صحفه ای  با  ذکر منابع  و ارجاع نویسی کامل و آزمون های آماری  کامل  و  نظام  پیشنهادات  و پیشینه تحقیق 

فصل اول :4

کلیات پژوهش.... 4

مقدمه. 5

1-1بیان مسأله. 6

2-1ضرورت تحقیق:8

3-1اهداف تحقیق :9

هدف اصلی:9

اهداف فرعی:9

4-1سوالات پژوهش:9

سوال اصلی.. 9

سوالات فرعی.. 10

5-1روش تحقيق.. 10

6-1قلمرو تحقیق.. 10

قلمرو موضوعی.. 11

قلمرو مکانی.. 11

قلمرو زمانی.. 11

7-1تعاريف تئوریک متغيرها11

2- مسئولیت اجتماعی:12

فصل دوم :13

پیشینه نظری و تجربی پژوهش.... 13

مقدمه. 14

1-2ضرورت نگرش سيستمي در مطالعه پديده ها15

جهان بيني اتميك يا اتمستيك... 15

جهان بيني سيستمي يا كل گرا15

2-2تعريف سازمان. 17

3- 2 ضرورت وجود سازمان ها در جوامع.. 19

4-2انواع سازمان. 20

5-2مديريت در سازمان ها21

6-2فرهنگ سازمانی.. 22

7-2عناصر و مؤلفه های فرهنگ سازمانی: »23

8-2 تغییر فرهنگ سازمانی:25

9-2 انواع مدل های فرهنگ سازمانی:25

2-10 تعهد سازمانی.. 28

بخش اول. 31

11-2 کارآفرینی سازمانی.. 31

12-2 سیر تکاملی و تعاریف کار آفرینی.. 32

13-2 اهمیت و ضرورت کارآفرینی.. 35

14-2 انواع کارآفرینی.. 37

نمودار انواع کارآفرینی.. 38

15-2 فرآیند کارآفرینی.. 38

16-2 کارآفرین کیست؟. 40

17-2 ویژگیهای کار آفرین.. 40

1-17-2 حالت های ذهنی مثبت... 40

2-17-2 نیاز به موفقیت... 42

3-17-2.تمایل به ریسک و مخاطره44

4-17-2  خلاقیت... 45

5-17-2 روحیه شکست ناپذیری.. 45

6-17-2  مرکز کنترل درونی.. 46

7-17-2  نیاز به استقلال. 47

18-2 تعاریف فرهنگ و کارآفرینی.. 47

1-18-2 فرهنگ... 47

2-18-2 کارآفرینی.. 48

19-2 نظریه های فرهنگ کارآفرینی سازمانی.. 48

1-19-2 نظریه فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر. 49

2-19-2 نظریه فرهنگ کارآفرینی مک کله لند. 49

20-2 خصوصیات فرهنگ کارآفرینی در سازمان ها49

فرهنگ درک تغییر و کشف فرصت... 49

2-20-2 فرهنگ مشارکت... 50

3-20-2 فرهنگ خلاقیت... 50

4-20-2 فرهنگ استقلال طلبی و قبول مسئولیت... 50

5-20-2 فرهنگ مخاطره پذیری.. 51

21-2 مدل های کارآفرینی  فرهنگ سازمانی.. 51

1-21-2 مدل کارآفرینی سازمانی کراکتو. 51

2-21-2 مدل کارآفرینی درون سازمانی سات... 53

3-21-2 مدلشناختفرهنگيكارآفريني،نوآوريوتحركسازماني.. 54

1-3-21-2 لايهمحصولاتومصنوعات... 55

2-3-21-2 لايههنجارهاوارزشها55

3-3-21-2 لايهنگرشها55

4-3-21-2 لايهادراكواحساس... 55

5-3-21-2 لايهفرضهاياساسي.. 56

22-2 الگوی نقش فرهنگ کارآفرینی سازمانی.. 56

23-2 نقش تجربه کاری و نارضایتی از شغل در ایجاد فرهنگ کارآفرینی.. 57

24-2 عصر كارآفريني.. 58

25-2 ويژگي‌هاي جوامع بشري با تاكيد بر جامعه اطلاعاتی و کارآفرین.. 60

26-2 نقش دانايي در پيشرفت جوامع و توسعه فرهنگ کارآفرینی.. 62

27-2 برخي از عواملي كه مانع ايجاد نگرش مثبت به فرهنگ کارآفرینی سازمانی در ايران شده است، عبارت‌اند از:64

28-2 نگرش اسلام به كسب‌ و كار و كارآفريني.. 66

بخش دوم. 69

29-2 مسئولیت اجتماعی.. 69

مقدمه. 69

30-2 تعریف مسولیت اجتماعی:71

31-2 دیدگاه‌های مسئولیت اجتماعی.. 72

32-2 مسئوليتاجتماعيشركتها73

33-2 مدل‌های مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها73

1-33-2 مدل پنج بعدی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها74

مدل پنج بعدی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها 2-33-2 مدل مسئولیت اجتماعی کارول. 75

3-33-2 مدل مسئوليت اجتماعی دیویس.... 77

34-2 ابعاد و مولفه های تشکیل دهنده مسولیت اجتماعی.. 79

1-34-2 بعداقتصادي.. 79

2-34-2 بعداجتماعي.. 79

3-34-2 بعدزيستمحيطي.. 79

35-2 تعهداجتماعيتاپاسخگويياجتماعي.. 81

36-2 ديدگاههايمختلفمسئوليتهايجامعه. 81

1-36-2 مديريتمبتنيبركسبحداكثرسود. 81

2-36-2 مديريتمبتنيبراعتماد. 82

3-36-2 مديريتكيفيتزندگي.. 82

37-2 مبانيفلسفيديدگاههايمسئوليتاجتماعي.. 82

38-2 مروری بر تحقیقات انجام شده84

پیشینه نظری.. 84

تحقیقات داخلی.. 84

تحقیقات خارجی.. 85

فصل سوم. 88

روش تحقیق.. 88

مقدمه. 89

3-1 روش تحقيق.. 90

3-2 جامعة آماری:90

3-3 نمونة آماری:90

3-3-1 روش نمونه گیری:91

3-4 ابزار جمع آوری اطلاعات:91

3-5 پرسشنامه:92

3-6 روايي ( قابليت اعتبار):93

3-7 پايايي (قابليت اعتماد ابزار اندازه‌گيري):94

3-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات:97

فصل چهارم. 99

نتایج تحقیق.. 99

بخش اول. 100

توصيف نمونه مورد بررسي.. 100

مقدمه. 100

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب جنس.... 101

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب وضعیت تأهل.. 103

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب میزان تحصیلات... 104

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب سابقه خدمت... 105

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب نوع استخدام. 106

توزيع فراواني نمونه مورد بررسي بر حسب سن.. 107

بخش دوم. 111

یافته های استنباطی.. 111

4-4  یافته های استنباطی:111

2. بررسی سئوالات فرعی.. 113

سئوال فرعی اول:113

سئوال فرعی دوم:114

سئوال فرعی سوم:117

فصل پنجم. 119

بحث و نتیجه گیری.. 119

مقدمه:120

5-1خلاصةپژوهش:120

5-2  نتایجحاصلازآمارتوصیفی:121

5-2-1نتایجحاصلازمتغیرهایزمینهای:121

5-2-2 نتایج حاصل از بررسی پرسشنامة فرهنگ کارآفرینی:121

5-2-3 نتایج حاصل از بررسی پرسشنامة مسئولیت اجتماعی:122

5-3  نتایجحاصلازبررسی سوالات تحقیق:123

5-3-1 بررسی نتایج حاصل از سوال اصلی تحقیق:123

5-3-2 بررسی نتایج حاصل از سوالات فرعی:124

5-4  بحث و نتیجه گیری:125

5-5 ارائة پیشنهادات:126

5-6پیشنهاداتبرایتحقیقاتآتی:127

5-7 محدویت های تحقیق:128

ضمائم:129

فهرست منابع و مأخذ. 129

منابع.. 130

منابع فارسی.. 130

منابع لاتین.. 132

پاسخگوی گرامی.. 135

ویژگیهای فردی:135

مقدمه

عصر حاضر را عصر مدیریت نامیده‌اند. چرا که هر تصمیم یک مدیر می‌تواند طی یک روند سلسله‌وار، دیر یا زود، سرنوشت تمام نهادهای جامعه را دستخوش تغییر نماید. لذا یکی از مسائل و مشکلات اجتماعی که طی سال‌های اخیر توجه بسیاری از صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران جوامع مختلف را به خود جلب کرده‌است، عدم توجه و پای‌بندی سازمان‌ها و مدیران به وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی‌شان است.

امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR)[1] مفهومی وسیع‌تر از فعالیت‌های گذشته دارد. خاستگاه بحث مسئولیت‌های اجتماعی، کشورهای صنعتی غربی است. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که صاحبان سرمایه و بنگاه‌های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می‌دهند.(الوانی،قاسمی،1377: 28)

یکی از خصوصیات علوم اجتماعی این است که دانشمندان این علم در خصوص پدیده‌های اجتماعی تعریف واحدی از خود ارائه نمی‌کنند. بحث مسئولیت‌های اجتماعی سازمان نیز از این امر مستثنی نیست.

فرهنگ كارآفرینی، خلاقیت و نوآوری مجموعه ارزشها، نگرشها، هنجارها و رفتارهایی است كه هویت افراد كارآفرین را تشكیل می دهد. افراد كارآفرین و خلاِق سعی می كنند با نوع متمایز نگاهشان به پدیدههای اطراف و شیوه ی متفاوت رفتارشان در مواجه با پدیدههای پیرامون خود، دست به فعالیتهای كارآفرینانه بزنند و محصول و خدمت جدیدی به جامعه ارایه نمایند.

 

از ویژگیهای بارز افراد كارآفرین می توان به خلاقیت، نوآوری، ریسك پذیری، تحمل شرایط ابهام، تحمل شكست، پشتكار، كنترل درونی، اعتماد به نفس، انعطاف پذیری، دوراندیشی و استقلال طلبی و... می باشد.

كارآفرینان موتور توسعه اقتصادی بوده و همواره مورد توجه دانشمندان و محققان قرار داشته اند به طوریكه مؤسسه تحقیقات بین المللی مونیتور تفاوت نرخ رشد را در كشورهای توسعه یافته بر اساس سطح كارآفرینی آنها بیان نمود.

اما این سؤال مطرح است كه فرهنگ غالب بر یك محیط خلاِق دارای چه باورها و ارزشهایی میباشد؟ كدام ارزشها و هنجارها توسعه كارآفرینی را در جامعه تقویت می نمایند و چگونه فرهنگ كارآفرینی در جامعه نهادینه می شود؟ اینها سؤالاتی است كه برای پاسخ دادن به آنها باید پژوهشهای بسیاری صورت پذیرد، و در این تحقیق سعی شده است كه موضوعات آن به بحث گذاشته شود.

1-1بیان مسأله

كار آفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات كارآفريني نشان مي‌دهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح شد.. كارآفريني، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي شده و به عنوان عامل كليدي رشد و موتور محرک توسعه اقتصادي شناخته شده است. ما بدون توجه كافي به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفريني و آموزش آن » نمي‌توانيم به شاخص‌هاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد،‌ بهره‌وري و افزایش توان فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي‌شود، دست يابيم.

فرهنگ کارآفرینی خلاقیت و نوآوری مجموعه ارزشها ،نگرشه،هنجارها و رفتارهایی است که هویت افراد کارآفرین را تشکیل می دهد افراد کارآفرین و خلاق سعی میکنند با نوع متمایز نگاهشان به پدیده های اطراف و شیوهای متفاوت رفتارشان در مواجهه با پدیده های پیرامون خود دست به فعالیتهای کارآفرینانه بزنند و محصول و خدمت جدیدی به جامعه ارائه نمایند(کیاوند،18:1380)

و از طرفی هیچکدام از سازمانها نمی توانند به تنهایی وجود داشته باشند و به خودی خود هدف نیستند هر کدام از آنها عضوی از جامعه هستند به خاطر جامعه وجود دارند سازمانها نمی توانند از این موضوع غافل شوند که نمی توانند بدون توجه به جامعه به بقای خود ادامه دهند یکی از وظایف مدیران سازمانها در محیط امروزی مدیریت مسائل اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان است بنابراین باید نسبت به مسائل اجتماعی و اهداف اجتماعی حساس باشند اما به دلیل وجود موانعی این امر به خوبی تحقق نمی یابد کارکردها و پیامدهای بوروکراسی در سازمانهای دولتی بیشتر به چشم می خورد و مقررات دست و پاگیر و زائد ، دولت را از خدمت به ارباب رجوع باز می دارد.(قلی پور،1380: 284-279)

در محیط رقابتی امروز سازمانها، مسئولیت پذیری اجتماعی سازمانها عامل اساسی بقای هر سازمانی است مسئولیت پذیری اجتماعی یک موضوع حائز اهمیت ویژه در مدیریت جدید است چرا که عدم توجه مدیران به مسئولیت اجتماعی مانع خدمت موثر آنها به جامعه و توسعه و اعتبار سازمان خواهد شد.

محركهايي چون رقابت در سطح جهاني، كوچك شدن اندازه سازمانها، كاهش سطوح سازماني، پيشرفتهاي سريع در حوزه فناوري و ...سبب رو آوردن شركتها به كارآفريني سازماني شده است؛ گسترش كارآفريني سازماني نيز به عنوان عامل اشتغال و توليد ثروت در جامعه نتايج فرهنگي ويژه اي را در پي خواهد داشت كه قابل تامل و بررسي است در واقع بدون توجه كافي به مقوله"توسعه فرهنگ كارآفريني سازمانی" نمي توانيم به شاخصهاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد، بهره وري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي شود دست يابيم(1999.joseph&igor).

عواملي از قبيل سهم عمده شركتهاي بزرگ در افزايش سطح اشتغال و وابستگي توسعه اقتصادي باعث شد كه امروزه كارآفريني سازماني بعنوان يكي از منابع ملي كشورها محسوب گردد.

باتوجه به شرايط خاص سياسي و اقتصادي كشور از جمله وجود تحريم هاي همه جانبه،‌ افزايش رقابت در صنايع، واردات اجناس ارزان قيمت و بي كيفيت چيني و...، از يك طرف شاهد تعطيلي كارخانجات مختلف بعلت تشديد رقابت بوده و از طرف ديگر شاهد بالا رفتن آمار بيكاري در كشور مي باشد كه متأسفانه روز به روز بر آمار بيكاران علي الخصوص فارغ التحصيلان دانشگاهي افزوده مي شود. بطوريكه مسئله اشتغال تبديل به يكي از دغدغه هاي اصلي مسئولان كشور و منطقه شده است.

امروزه به دليل افزایش نقش سازمان ها در اجتماع، پیامدهای اجتماعی فعالیتهای سازمان ها و تاثیرات آنها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است. سازمان ها بايستي در قبال شرايط ايجاد شده نه تنها بي تفاوت نبوده، بلكه بايد با تمام توان در جهت رفع مشكلات پيش آمده اهتمام ورزند. يكي از راههايي كه شركتهاي بزرگ مي توانند در چهارچوب مسئوليت اجتماعي خود به جامعه خدمت نمايند، بر دوش كشيدن قسمتي از بار مشكلات كنوني جامعه از جمله مسئله اشتغال مي باشد.

2-1ضرورت تحقیق:

با توجه به اينكه يكي از مباحث نوين و مطرح در مديريت سازمانها درسالهاي اخير،مديريت کارآفرینی سازمان مي باشد و دنياي حاضردنياي تحول و تغييرات است،اين ضرورت احساس مي شد كه فرهنگ کارآفرینی سازمانی مورد بررسي قرار گيرد و با توجه به نقش كليدي و مهم سیمان ، اين موضوع در اين سازمان مورد


[1]- Corporate Social Responsibility

2ضرورت نگرش سيستمي در مطالعه پديده ها

بر مبناي طبقه بندي فرشاد(فرشاد ،1363: 25)، دو نوع جهان بيني را مي توان مورد بررسي قرار داد كه عبارتند از:

جهان بيني اتميك يا اتمستيك

جهان بيني سيستمي يا كل گرا

هر كدام از اين جهان بيني ها، نسبت به پديده هايي كه مورد مطالعه قرار مي دهند، تعبير و دركي متفاوت دارند و بر مبناي آن درك و تعبير، روش شناسي هاي متفاوتي به منظور شناخت، بررسي و تحقيق آن پديده به كار        مي بندند.

در جهان بيني اتميك كه شواهدي مبني بر حاكميتِ آن ديدگاه در نظريات فیلسوفان مختلفی در قرن پنجم قبل از ميلاد وجود دارد، پيش فرض زيربنايي آن است كه دنيا از مجموعه اي از اتم هاي تجزيه ناپذير و مجزا تشكيل شده است. به بيان ديگر، هر پديده، از مجموعه اي از اجزاء تشكيل يافته است  به طوري كه هر پديده چيزي جز، جمع اجزاي آن پديده نيست(همان منبع: 28). براي مثال بر مبناي اين نوع نگرش، يك گروه اجتماعي، چيزي غير از تك تك افراد آن گروه نيست. حال بر مبناي اين تعبير، براي شناخت آن پديده از روش جزيي نگري استفاده مي شود. به طوري كه با مطالعه و بررسي تك تك اجزاي آن پديده مي توانيم به فهم كامل آن پديده نائل شد(همان منبع: 31)، و در شرایطی نیز که امکان مطالعه تك تك اجزاي آن پديده، بنابه دلايلي از جمله منطقي نبودن، هزينه بر بودن، وقت گير بودن و... وجود ندارد( دلاور، 74:1386)، از طريق مطالعه نمونه يا نمونه هايي از اجزاي آن پديده، نتايج تحقيق را با در نظر گرفتن درصدهايي از احتمال وجود خطا ( 1 تا 5 درصد) به جامعه كه در واقع پديده مورد نظر در كليت خودش است تعميم دهد. به اين فرآيند، استدلال استقرايي گفته مي شود كه برگرفته از روش شناسي چنين جهان بيني است ( سرمد، بازرگان و حجازي، 45:1386). اين روش شناسي ، منعكس كننده رويكرد كمي در مطالعه پديده ها است كه مستلزم بررسي، شناخت و تحقيق جزيي و عيني اجزاي يك پديده هست ( سرمد، بازرگان و حجازي،52:1386).  اين نوع نگرش در طول تاريخ تاثيرات شگرفي بر حوزه هاي مختلف معرفت بشري  از جمله علوم رفتاري داشته است(فرشاد،1362: 85).

اما تعبيري كه نگرش سيستمي راجع به پديده هاي مورد بررسي دارد چنين است؛ يك پديده، علاوه بر اجزاي تشكيل دهنده خود، از ارتباط بين آن اجزاء نيز تشكيل يافته است كه اين ارتباط ماهيت متفاوتي به پديده مورد بررسي مي دهدآن گونه كه با مطالعه تك تك اجزاي آن پديده نمي توانيم به چنين فهمي برسيم                      (زاهدي،62:1378). براي مثال يك گروه اجتماعي علاوه بر اينكه از مجموعه اي از انسان ها تشكيل شده است، ارتباط اعضاي اين گروه با همديگر، ساختار و ماهيت جديدي را ايجاد مي كند كه با مطالعه صرف تك تك افراد نمي توان آن ها را شناخت. روش شناسي چنين نگرشي، آن است كه به مطالعه اجزاء و ارتباطات موجود بين اين پديده ها بپردازد( فرشاد، 87:1362). اين رويكرد نيز منعكس كننده رويكرد كيفي در مطالعه پديده است( فليك، 92:1388).

به اعتقاد محقق، توجيه و تفسير نگرش سيستمي و روش شناسي آن براي مطالعه پديده ها، بسيار موجه تر و سنجيده تر از توجيه و روش شناسي نگرش اتميك است. چون يك بخش اساسي از ماهيت يك پديده ارتباطات و هماهنگي موجود در ميان عناصر آن پديده است كه ماهيت متفاوتي به پديده مورد بررسي مي دهد و خاصيتي تحت عنوان سينرژي يا هم افزايي را ايجاد مي كند. بنابه چنين تعبيري، ماهيت يك پديده صرفاً جمع اجزاي آن پديده نيست بلكه ارتباطات اجزاي آن پديده، خاصيت، توان و ماهيتي را ايجاد مي كند كه در تك تك اعضاي آن پديده به طور منفرد وجود ندارد( هينز، 1387: 25 زاهدي، 1378: 51 فرشاد، 1362: 63). علاوه بر آن، روش شناسي سيستمي در مطالعه پديده ها، درك و چارچوب مناسب تري براي كاوش و تحقيق آن پديده فراهم مي كند. علوم اجتماعي از ديرباز نشات گرفته از روش هاي علم تجربي بود. اما اينك استفاده از اين روش ها را چندان راهگشا نمي يابد ( مارشال و راس من، 85:1377).  رويكرد كمي كه نشات گرفته از جهان بيني اتميك است، بر محورهايي اساسي مثل تفكيك روشنِ علت و معلول،كمي كردن و عملياتي كردن متغييرها، فرمول بندي كردن قوانين عام و انتخاب نمونه هايي از يك جامعه و... است وار است و مستلزم انجام مراحلي دقيق، عيني و تعريف شده است( فليك، 1388: 42 مارشال وراس من،  1377: 26 سرمد و ديگران، 1386: 34). به طوري كه در بسياري از موارد بعضي از متغيرها تحت عنوان متغيرهاي اصلي، بعضي از آنها تحت عنوان متغيير هاي تعديل كننده و برخي ديگر نيز تحت عنوان متغیر هاي كنترل در قالب نقشي از پيش تعيين شده عمل مي كنند. حال وقتي متغيرها را در چنين قالب تعريف شده اي قرار دهيم، شناختي كه ناشي از چنين مطالعه اي است بسيار متفاوت از ماهيت اصلي آن پديده در شرايط طبيعي  است. چون تاثير بسياري از روابط و عناصري كه مي تواند از ماهيت متفاوتي به پديده دهند، تحت شرايطي تعريف شده قرار گرفته مي شوند و لزوماً آن شرایط طبیعی و شرایط تعریف شده با هم هماهنگ و یکسان نیستند و همان گونه که (فليك، 1388: 52) نیز اشاره کرده، يافته هاي علمي حاصل از چنين پژوهشي، به اندازه اي كه انتظار مي رود، وارد عرصه هاي مختلف نمي شود. از ديگر انتقادات وارد بر چنين رويكردي آن است كه چنان فرمول بندي كه پيشتر اشاره شد، به ندرت قابل حصول است و امكان كنترل تمامي متغييرهاي يك تحقيق تقريباً ناممكن است ( همان منبع، 1388: 61  ;سرمد و ديگران، 1386: 67). اما در روش شناسي كيفي، از آنجا كه پديده مورد بررسي و عناصر و ارتباطات اجزايش در كليت خودشان همانطور كه هستند و نه در قالبي تعريف شده، مورد بررسي، تحقيق و كنكاش قرار مي گيرند، شناختي عميق تر، منسجم تر و ژرف تر را فراهم مي كند. از اين رو، رويكرد كمي كه رويكردي دقیق، تخصصي نگر و جزيي نگر است، جاي خود را به رويكردهاي مطالعه ميان رشته اي و بين رشته اي مي دهند ( مارشال و راس من، 1377: 101 ؛ فليك، 1388: 53).

با این اوصاف، ضرورت نگرش سيستمي در مطالعه پديده هاي[1] مختلف، بيش از پيش مشخص مي شود.

2-2تعريف سازمان

همان طور كه اشاره شد، هر پديده يك سيستم است. سيستم مجموعه اي از عناصر مرتبط به هم هستند كه كل واحدي را به منظور  رسيدن به هدف يا اهداف خاصي تشكيل مي دهند. هر سيستم داراي حد و مرزي است كه آن را از محيط بيروني مجزا مي سازد. برخي از اين مرزها نفوذ پذير و برخي ديگر نيز نفوذناپذيرند و بر اين اساس، سيستم هاي موجود به دو دسته سيستم هاي باز كه براي بقا و دوام خود نيازمند به تعامل با محيط بيروني هستند و سيستم بسته كه نيازمند به تعامل با محيط بيروني نيست، تقسيم مي شوند( علاقه بند، 1384: 22؛ زاهدي، 1378: 76 ؛ فرشاد 1362: 61 ؛ جوهچ، 1386: 73). بر مبناي ملاك ها و ويژگي هاي مختلفي، طبقه بندي هاي متفاوتي از سيستم انجام گرفته است. يكي از اين طبقه بندي ها، طبقه بندي بولدينگ از سيستم هاي موجود در جهان است كه ملاك او در اين دسته بندي، ميزان پيچيدگي سيستم هاست( به نقل از زاهدي، 1378: 81 ؛ به نقل از جوهچ، 1386: 53). بر مبناي اين طبقه بندي مي توان سيستم ها را از ساده به پيچيده به 9 طبقه تقسيم كرد[2] كه عبارتند از:

1.     سيستم هاي ايستا

2.      سيستم هاي ساعت واره

3.     سيستم هاي سايبرنتيك

4.     سيستم هاي باز

5.     نباتات

6.     حيوان

7.     انسان

8.     اجتماع

9.     نمادها و ناشناخته ها

سطح هشتم اين طبقه بندي، اجتماع يا سيستم هاي اجتماعي هستند كه از مجموعه اي از انسان ها و ارتباطات بين آنها تشكيل يافته اند( زاهدي، 1378: 73 ؛ جوهچ، 1386: 91). حال ارتباط  افراد چنين سيستمي با هم ديگر و نظم موجود در آن، يا نظم و ارتباطي خودجوش و يا نظم و  ارتباطي از پيش تعيين شده و از پيش برنامه ريزي شده  است. به سيستم اجتماعي نوع اول، سيستم هاي اجتماعي غير رسمي يا به تعبير قلي پور" سازمان اجتماعي" مي گويند(قلی پور، آرین، 1386: 28). و سيستم هاي اجتماعي نوع دوم را سيستم هاي اجتماعي رسمي مي نامند.

با توجه به اين توصيفات، به اعتقاد نگارنده، سازمان ها همان سيستم هاي اجتماعي هستند كه رسماً به وجود آمده اند تا به اهداف خاصي دست يازند [3] و يا به بيان دقيق تر، سيستم هاي اجتماعي رسمي نسبتاً بازي كه با طرح و برنامه اي از پيش تعيين شده  به منظور پاسخگويي به نيازهاي محيط بيروني بر اساس فعاليت هاي مداومي شكل مي گيرد را سازمان مي نامند[4](رابينز،32:1376).

همان طور كه در تعريف سازمان اشاره شد، سازمان ها در طبقه بندي سيستم هاي باز قرار  مي گيرند. سيستم هاي باز به سيستم هايي گفته مي شوند كه براي تعادل، تكامل و بقاي خود نيازمند به تعامل با محيط بيروني هستند(علاقه بند،1383: 27 ؛زاهدي، 1378: 41؛جوهچ، 1386: 52؛ فرشاد، 1362: 31). به طوري كه بدون تعامل با محيط بيروني توانايي حفظ و بقاي خود را ندارند( زاهدي، 1378: 53). حال با چنين نگرشي، نمي توان سازمان و فعاليت هاي آن را در خلاء متصور شد بلكه با محيط بيروني خود تعاملي دو طرفه دارد( علاقه بند،1383: 81 ؛ قلی پور، 1386: 73). بنابراين  لازم است كه به تحليل و بررسي نقش سازمان، به عنوان یک سیستم باز، در محيط و تعامل آن با محيط بيروني پرداخت.

3- 2 ضرورت وجود سازمان ها در جوامع

از آنجا كه انسان نيازهاي متنوع و متعددي دارد و به تنهايي نمي تواند نيازهاي خویش را برآورده سازد، نيازبه زندگي گروهي و اجتماعي پیدا می کند(نيك خلق و وثوقي،1383: 67). برنارد اعتقاد داشت كه محدوديت هاي طبيعي انسان توسط همكاري و هماهنگي بين آنان بر طرف مي شود( به نقل از پرهيزكار،1373: 43). حتي بر خلاف نظر بسياري از نظريه پردازانی كه مدعي بودنند كه انسان ذاتاً اجتماعي است، هابز معتقدبود كه انسان به خاطر  نيازش اجتماعي زندگي مي كند و چون به تنهايي نمي تواند مسائل و مشكلاتش را برطرف  و نيازش را مرتفع سازد مجبور مي شود كه به صورت اجتماعي زندگي كند.ازاينرو نيازهاي متنوع و متعدد انسان باعث ايجاد گروههاي مختلفي مي شوند( نيك خلق و وثوقي،54:1383).

در جوامع اوليه و سنتي، چون نيازهاي انسان، ساده و ابتدايي بودند، سيستم هاي اجتماعي به شكل غير رسمي و حتي بدون دارا بودن طرح ها و برنامه هایي دقيق و منسجم نيز  مي توانستند جوابگوي نيازهاي محيط بيروني باشند. اما با پيشرفته تر شدن جوامع و پيچيده تر شدن نيازهاي انسان، سيستم هاي اجتماعي نيازمند اتخاذ و ايجاد ساختارها و روابطي رسمي و برنامه ريزي شده، شدند تا با توجه به منابعِ در دسترس آنها به نيازهاي متنوع و متعدد محيط بيروني پاسخ دهند. با چنين تغييري، به تدريج سازمان به عنوان سيستم هاي اجتماعي رسمي در جوامع شكل يافتند( نيك خلق و وثوقي،110:1383).

سازمانها در هر جامعه اي بر اساس نياز هاي خاصي ايجاد مي شوند( نيك خلق و وثوقي،115:1383). براي مثال، نياز به تربيت و تكامل  انسان از جنبه هاي مختلفش، باعث ايجاد نظام تعليم و تربيت مي شود. سازمان ها نيز ماموريت و رسالتي دارند كه در ارتباط با نيازهاي محيط بيروني معني پيدا  مي كند( ديويد،65:1386). به عبارت ديگر رسالت و ماموريت هر سازمان، پاسخگويي به نيازهاي خاصي است كه به خاطر آن ايجاد شده اند(فيوضات،48:1380). اتزيوني نيز معتقد بود كه هر سازمان براي وجود خود استدلال ها و برهان هاي خاص خود را دارد كه آن استدلال ها در واقع، همان اهداف و مقاصد سازمان هستند( به نقل از پرهيزكار،1373: 47).

 با توجه به توصيفات فوق، سازمان ها نقشي اساسي در پاسخگويي به نيازهاي جوامع امروزي دارند و اتزيوني نيز در كتاب خود تحت عنوان" سازمان هاي جديد"  اظهار كرده است كه زندگي امروزه، زندگي سازماني است به طوري كه ما از بدو تولد تا پايان عمر در بعضي از سازمان ها زندگي مي كنيم و با بسياري از آنها در تعامل هستيم. به طوري كه زندگي فردي بدون تعامل با سازمان را نمي توان متصّور شد( به نقل از پرهيزكار،                1373: 52).

4-2انواع سازمان

بر اساس نيازهاي محيط بيروني و ماموريت و اهداف كلي سازمان، مي توان سازمان هاي اجتماعي را به چند دسته تقسيم كرد. هيوز بر مبناي اهداف كلي سازمان ها، پنج نوع سازمان  را طبقه بندي كرده است كه عبارتند از:

1.     "سازمان هاي داوطلبانه مثل انجمن جامعه شناسي آمريكا،كليساها و..."

2.     "سازمان هاي نظامي مثل ارتش و نيروهاي امنيتي"

3.     "سازمان هاي بشر دوستانه مثل دانشگاهها، بيمارستان ها و موسسات پژوهشي"

4.     "سازمان هاي اقتصادي بزرگ مثل جنرال موتورز"

5.     " سازمانهاي اقتصادي خانواده مثل موسسات اقتصادي كوچك"(به نقل از صبوري،1388: 136).

از طرف ديگر، سازمان ها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد كه عبارتند از سازمان ها و نهادهاي اوليه[5] و سازمان هاي ثانويه. سازمان هاي اوليه، پاسخگوي نيازهاي اساسي انسان ها هستند و ضرورتِ وجود آن ها در جوامع غير قابل انكار است (نيك خلق و وثوقي،25:1383). اين سازمان ها عبارتند از:

1.     نهاد خانواده كه تداوم نسل بشر به چنين سازماني وابسته است و به عبارت ديگر، برطرف كننده نياز به توليد و تداوم نسل بشر است.

2.     نهاد هاي اقتصادي كه پاسخگوي نيازهاي مادي، مالي و رفاهي هستند.

3.     نهادهاي سياسي و امنيتي كه وظيفه و ماموريت كنترل و امنيت يك جامعه را برعهده دارند.

4.     نظام تعليم و تربيت كه پاسخگوي نيازهاي تربيت بشري است و وظيفه تربيت و تكامل انسان را برعهده دارد.

5.     سازمان هاي ديني و مذهبي كه پاسخگوي نيازهاي معنوي بشرند و در پي سعادتمند كردن معنوي انسان هستند( نيك خلق و وثوقي،25:1383).

سازمان هاي ثانويه يا فرعي در مقاطع زماني خاصي به وجود آمده اند و از ثبات و دوام نهادهاي اوليه برخوردار نيستند. مثل شركت هاي تعاوني مسكن، يا ساير اتحاديه ها و سنديكاها( نيك خلق و وثوقي،32:1383).

با وجود شباهت هايي چند در ميان سازمان ها؛  نبايد تفاسير و تحليل هاي يكسانی راجع به تمام سازمان ها ارائه شود و به همين خاطر شناخت تفاوت هاي سازمان ها نيز ضروري به نظر مي رسد. در بحث حاضر سعي بر آن است كه با ارائه توصيفاتي كلي راجع به مفاهيم مورد بحث در سازمان ها، به شكل خاص تر و ويژه تري به سازمان هاي آموزشي پرداخته شود.

5-2مديريت در سازمان ها

يكي از فرآيند هاي موجود در هر سازمان، فرآيند مديريت است كه مسئول هماهنگ كردن بخش ها، واحدها و فعاليت هاي مختلف در راستاي تحقق اهداف سازماني است( زاهدي، 1378: 112؛ فرشاد، 1362: 108).

در فرهنگ وبستر  معني لغوي مديريت اينگونه تعريف شده است "عمل يا هنراداره كردن: هدايت كردن يك چيز يا نظارت بر آن"(وبستر[6]،120:2004).

اما درباره تعريف ماهوي مديريت مثل ساير مفاهيم حوزه علوم انساني توافق نظر جامعي بر سر آن وجود ندارد. در زير به تعاريفي چند اشاره مي كنيم.

براي مثال، ممكن است كه مديريت را عبارت از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي براي نيل به هدف دانست( به نقل از جاسبي،1378: 83). يا آن را علم وهنر هماهنگ كردن، رهبري و كنترل فعاليت هاي دسته جمعي براي نيل به اهداف مطلوب با حداكثر كارآيي تعريف كرد( به نقل از جاسبي،1378: 93).

در مجموع، مي توان مديريت را فرآيند به كارگيري كارآمد و اثربخش منابعِ محدود سازمان( منابع مالي، منابع مادي، منابع انساني و منابع اطلاعاتي) در جهت پاسخ گویی به نیازهای نامحدودِ محیط بیرونی دانست( علاقه بند،1386: 29؛ رضائيان،55:1387). 

شایان ذکر است که اگر چه که مطالعات متعددی نشان داده اند که سازمان ها با تکیه بر کاردانی و کارآمدی رهبران و مدیران خود هستند که می توانند سازمان را اثربخش کنند اما این تاثیر از طریق ایجاد فرهنگ سازمانی کارآمد، خلاق و توانا امکان پذیر است. از اینرو در این بخش از مباحث به بررسی فرهنگ سازمانی پرداخته       می شود و سپس بر فرهنگ کارآفرینی تمرکز بیشتری می شود.



[1].از آنجا كه بر مبناي اين نگرش، هر پديده يك سيستم است و سيستم نيز مجموعه اي از اجزاي مرتبط به هم هستند كه به منظور نيل به هدف خاصي به فعاليت مي پردازند( زاهدي، 1378)، بنابراين در سرتاسر اين مقاله از واژه سيستم در معرفي پديده هاي مختلف استفاده مي شود. 

[2]براي مطالعه بيشتر به زاهدي، 1378 و جو هچ، 1386 رجوع شود.

[3].بايد خاطر نشان ساخت كه ارتباطات افراد سازمان صرفاً بر مبناي روابط و ساختاري از پيش تعيين شده و رسمي نيست و از آنجا كه اجزاي چنين سيستمي(انسان ها و گروه های انسانی)، خودشان نيز داراي نياز ها، باورها، انگيزه ها و احساساتي هستند، در كنار اين روابط رسمي، روابط غير رسمي نيز بر قرار مي كنند( علاقه بند، 1383)، بنابراين با ارائه چنين تعريفي از سازمان، قصد محقق ارائه يك نگرش مكانيكي نيست كه صرفاً روابط كارمندان و اعضاي سازمان را در چارچوبي تعريف شده مورد بررسي قرار می گیرد. 

[4].به اين نكته بايد اشاره شود كه بسته به كاركردي كه ما مورد مطالعه قرار مي دهيم، مرز سيستم اجتماعي رسمي و غيررسمي نسبي است. براي مثال نظام تعليم و تربيت رسماً به منظور تربيت انسان هاي يك جامعه به وجود آمده است. اما در كنار چنين سازماني، صدا وسيما و رسانه هاي جمعي و....به شكلي غير رسمي نيز اثرات تربيتي بر اعضاي يك جامعه دارند. اما اين سازمان ها رسماً به مقاصد ديگري ايجاد شده اند و نه انجام فرآيند تربيتي. 

[5]بايد خاطر نشان ساخت كه از نظر جامعه شناسان، بين سازمان و نهاد تفاوت هايي وجود دارد و در واقع نهادها سازمان هايي هستند كه در جوامع نهادينه شده اند و مشروعيت آنها توسط جامعه به تاييد رسيده است( قلي پور، 1386).

برانکو، مونتینیو و گلیگور (2012) در پژوهشی به بررسی انگیزه های دانشجویان رومانیایی برای کارآفرینی پرداختند. مطالعه آنان که از نوع توصیفی-پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه بود به این یافته اساسی دست پیدا کرد که بسته به وضعیت جامعه شناختی دانشجو و همچنین سطح تحصیلات او، مهارت های او برای خلق فرهنگ کارآفرینانه متفاوت است.

کیور و فولی (2012) در پژوهشی دیگر به بررسی این قضیه پرداختند که چگونه اقدامات و هنجارهای فرهنگی می توانند در کاربرد کارآفرینی توسط شبکه های اجتماعی نقش داشته باشند. آن ها برای دست یافتن به این هدف پژوهشی، سه مطالعه موردی در گروه های مختلف فرهنگی انجام دادند که یافته های آن ها نشان داد که نرم ها و هنجارهای فرهنگی به صورت غیرمستقیمی در این میان نقش ایفا می کنند. به طوریکه کارآفرینان سازمانی با خلق فرهنگ کارآفرینی درصدد هستند که شبکه های اجتماعی را شکل داده و کارآفرینی را به عنوان یک عامل پایدار توسعه دهند.

بوسیو و آلتینای (2012) در پژوهشی دیگر به بررسی رابطه و تعامل بین فرهنگ و کارآفرینی مهاجران در لندن پرداخت. این پژوهش که مبتنی بر 163 مصاحبه با کارآفرینان از جامعه های مهاجر مختلف در لندن بود نشان داد که گوناگونی های تجارت باعث ایجاد الگوهای مالی مختلف و در نتیجه کارآفرینی بیشتر می شود.

تایسیر و پازازکیک (2013) در پژوهشی به بررسی رابطه بین اخلاق کسب و کار، مسئولیت اجتماعی و اداره سازمان ها پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که در مبحث مدیریت استراتژیک ارتباط تنگاتنگی بین آن ها وجود دارد.

آریکان و گاونر (2013) در مطالعه ای به بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت ها، کیفیت خدمات و هویت مشتری- شرکت بر مشتریان پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که این سه عامل مخصوصا مسئولیت اجتماعی تاثیر مثبت و معنی داری بر مشتریان دارد.

امین الدین (2013) در پژوهشی دیگر به تحلیل و بررسی مسئولیت اجتماعی شرکت ها و نگه داری از هتل های سبز شد. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-پیمایشی انجام شد حاکی از آن بود که هر چه              شرکت های هتل داری سبز مسئولیت اجتماعی بیشتری داشته باشند به همان اندازه نیز قدرت نگه داری هتل افزایش پیدا می کند. 


محصولات مشابه