مرکز مطالعات تخصصی پایان نامه
عکس هدر

مبانی نظری انسجام و یکپارچگی سازمان

مبانی نظری رشته مدیریت
قیمت: ۲۵,۰۰۰ تومان
50

بخش سوم: انسجام و یکپارچگی سازمان

-مسئله انسجام و یکپارچگی

اهمیت انسجام و یكپارچگی

انسجام و یكپارچگی

ظرفیت ترکیب سازمانی فناوری اطلاعات

یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک

یکپارچگی و ساختار سازمانی

با پیشرفت جوامع بشری و تحول کسب وکارهای کوچک به سازمان­های بزرگ که نیازمند وظایف گسترده­تر و پیچیده­تر و منابع­انسانی بیشتری است، هماهنگی میان اجزاء و فرآیندهای این­گونه سازمان­ها تبدیل به چالشی روزافزون شده است. امروزه هماهنگی اجزای یک سازمان، یگانه عامل جهش و درخشش و هم چنین بقا در رقابت سخت جهانی است. به عنوان مثال، هماهنگی میان اجزای مختلف یک سیستم نگهداری و تعمیرات که تنها یکی از کارخانه­های زیرمجموعه­اش دارای 4500 برنامه باشد، چگونه میسر می­شود؟

یکپارچگی سازمان، از آن دست واژگانی است که با بسامدی بالا در جامعه، توسط متخصصین، کارشناسان، کارمندان، و مدیران سازمان­ها استفاده می­شود.یکپارچگی، مفهوم همبستگی اجزاء را در خود نهفته دارد. همبستگی مفهومی نیست که به تنهایی معنایی داشته باشد و باید در ارتباط با موضوعی دیگر مطرح شود. از این رو یکپارچگی نیز به­تنهایی مفهومی مشخص در بر ندارد. یکپارچگی می­بایست در حوزه­ای معین تعریف شود. در اینجا، تعریف یکپارچگی در سازمان، ایجاد یک نوع وابستگی اجزای آن سازمان به منظور نیل به این اهداف است: وحدت در هدف؛ انسجام در معماری؛ هماهنگی/همنواختی در فرآیندها. تجربه­ بیست سال گذشته در بسیاری از سازمان­های تولیدی و خدماتی مصادیق فراوانی از ناکارآمدی تصمیم­گیری­ ها، اختلال میزان تولید و مصرف، ناهماهنگی در جریان مواد و سفارشات، نامشخص بودن واقعیت مقدار موجودی­ها و مسائلی از این قبیل را برملا ساخته است. به عنوان مثال، مدیرعامل یکی از شرکت­های نفتی گلایه دارد که چرا پیمانکار مسئول نگهداری یک سکو، تقاضای خرید 25 میلیون دلار قطعه یدکی و تجهیزات جانبی برای مدت یک سال را بدون جزئیات ارائه می­کند، در حالی­که لزوم خرید آن­ها و نحوه و زمان مصرفشان به هیچ وجه روشن نیست. واحد تولید محصول در یک سازمان تولیدی، شش برابر استاندارد مراکز تولیدی کشورهای پیشرفته از نفر ساعت نیروی انسانی برخودار بود.در سازمان بهره­بردار دیگری، برنامه نگهداری و تعمیرات هزاران تجهیز، به کلافی سردرگم مبدل گشته بود. این مثال­ها نشانی از آن دارند که ارزیابی مناسبی از عملکرد واحدها و کارکنان این سازمان­ها در دست نیست و ارتباطی منطقی میان سود نهایی سازمان با کارآیی آن وجود ندارد.بارها مشاهده شده که مدیر برنامه­ریزی مواد یک واحد تولیدی، ضمن حضور فیزیکی در خط تولید، با تلفن همراه مشغول مذاکره با تأمین­کنندگان قطعاتی است که هم اینک خط تولید به خاطر کمبود آن­ها متوقف شده است.کارکنان خط تولید، در حین ساخت، متوجه قطعه یا قطعات نامنطبقی می­شوند که به دلیل تغییرات مهندسی و عدم اطلاع به­موقع تأمین­کننده، در شمارگان بالا تولید شده و اینک باید به انبار ضایعات منتقل شوند.این­ها همه به معنای تحمیل هزینه به محصول تولید شده است که در نهایت خوشبینی، قابلیت رقابت­پذیری محصول و سازمان را در بازار کاهش داده و یقیناً منجر به زیاندهی در سازمان می­شود و یا در یک سازمان تولیدی با بازار انحصاری موجب تحمیل قیمت تمام شده بالای خود به مشتریانش می­شود.

محصولات مشابه